تبلیغات
بودجه 207-207 - چرا ساعت كاری مفید در دستگاه‌ها كم است؟
بودجه 207-207
قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ ؛ آیا آنان كه می‌دانند با آنان كه نمی‌دانند برابرند؟

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

چرا ساعت كاری مفید در دستگاه‌ها كم است؟

گفت‌و‌گو با دكتر موسی خدمتگزار خوش‌دل، جامعه‌شناس و مدرس دانشگاه
چند بار تا به حال گفته‌اید ای كاش از خدا نمی‌ترسیدم و با مشت توی صورت این كارمند تنبل می‌زدم؟ چند بار این سوی گیشه حرص خورده‌اید كه چرا وقتی كارتان تا این حد مهم و عجله‌ای است آن سوی میز، كارمندان گل می‌گویند و گل می‌شنوند؟ چند بار در ادارات دست به یقه شده‌اید‌؟ چند بار تا مرز كتك‌كاری رفته‌اید و سرانجام هم ندانسته‌اید كه چرا فقط گرفتن یك امضا چند ماه طول می‌كشد و گاهی پرونده‌ها نیست و نابود می‌شود؟ 

می‌دانم تعداد دفعاتی كه برخی از شما این شرایط را تجربه كرده‌اید، زیاد است و دیگر حاضر نیستید هیچ عذر و بهانه‌ای را از یك كارمند وقت‌كش و بی‌اعتنا به ارباب رجوع بشنوید، اما این‌بار روی حرف‌های دكتر موسی خدمتگزار كه تخصص او جامعه‌شناسی و رفتار سازمانی است دقیق شوید، چون او برای كم‌كاری و بی‌مسئولیتی برخی كارمندان همچنین برای بهره‌وری پایین سیستم‌های دولتی، دلایل قانع‌كننده‌ای دارد.

بعید است ارباب رجوعی به یك دستگاه دولتی برود و كارش در سریع‌ترین زمان و با بهترین برخورد از سوی كارمندان انجام شود. به نظر شما چرا همواره مراجعه به یك دستگاه دولتی موجب نارضایتی می‌شود؟

وقتی قرار است نحوه كار كردن كارمندان یا كارگران در یك سیستم اداری بویژه سیستم دولتی را آسیب‌شناسی كنیم، می‌بینیم كه در این حوزه با یك آسیب بزرگ مواجهیم. اشكال اساسی در سیستم‌های دولتی این است كه منافع فردی كارمندان در جهت منافع جمعی سازمان قرار ندارد و تضاد میان منافع باعث می‌شود تا فرد، رضایتمندانه كار نكند و این نارضایتی را در برخورد با ارباب‌رجوع نشان دهد. به این ترتیب در سیستم‌های اداری كه ارباب رجوع زیادی نیز دارند كار به آنجا می‌رسد، كارمندی كه بابت انجام وظیفه‌اش حقوق دریافت می‌كند بر سر ارباب رجوع منت می‌گذارد.

علت‌های این مساله نیز متعدد است. یك بخش از دلایل به این برمی‌گردد كه گروه زیادی از كارمندان و كارگران شرایط اقتصادی و معیشتی خوبی ندارند و بخشی دیگر به این‌كه این افراد در ناخودآگاه ذهن خود احساس نارضایتی دارند. ریشه این نارضایتی هم در این باور است كه ما هر چقدر كار كنیم و كارمان را به بهترین شكل انجام دهیم این مساله باعث ارتقای شغلی نمی‌شود و در نهایت نیز به اندازه افرادی كه كار نمی‌كنند و بودن و نبودنشان در سیستم یكی است، حقوق می‌گیریم.

شرایطی كه شما تصویر كردید كاملا درست است، اما دقیقا در همین شرایط كارمندانی هستند كه وظایفشان را بدرستی و با گشاده‌رویی انجام می‌دهند.

افراد از لحاظ ویژگی‌های فردی باهم متفاوتند، یعنی برخی افراد انتظارات سازمانی محدودتر و واقعی‌‌تری دارند و عده زیادی نیز با این تصور كه توانمندی‌های فراوانی دارند، اما كسی به آنها بها نمی‌دهد، انتظارات زیادی از سازمان دارند.

دسته دوم همان كسانی هستند كه كمتر دل به كار می‌دهند، چون باور دارند سیستم در قبال شایستگی‌هایشان به آنها توجه نمی‌كند. این توجه هم لزوما گرفتن پست جدید یا پاداش‌های مالی نیست، بلكه به نظر می‌رسد مناسبات اداری و برخی ارتباطات غیررسمی مدنظر اینهاست.

مطالعات انجام شده نشان می‌دهد افرادی كه تحصیلات بالاتری دارند و سوابق شغلی‌شان بیشتر است، رضایتمندی شغلی و دلگرمی کمتری برای انجام وظایف دارند، چون آنها خود را طرف حساب سازمانی می‌بینند كه بستر ترقی‌شان را فراهم نمی‌كند و از این بابت به آنها اجحاف می‌شود.

پس به این علت، این افراد به این باور می‌رسند سیستمی دردی از من دوا نمی‌كند، چرا من باید برایش وقت و انرژی بگذارم. البته نارضایتی در سیستم‌های اداری بویژه در بخش دولتی، كهكشانی از علت پشت آن خوابیده كه در نهایت به شكل وظیفه‌نشناسی، نداشتن اخلاق كاری، نداشتن روی گشاده و وقت‌نشناسی ظاهر می‌شود. البته این موضوع هم نباید فراموش شود بخشی از این موضوع به مشكلات فرهنگی برمی‌گردد، یعنی آنجا كه به ما نیاموخته‌اند منافع فردی باید در راستای منافع جمعی باشد و پرداختن به منافع جمعی به معنی صرف‌نظر كردن از منافع فردی نیست و به همین علت است كه برخی كارمندان فكر می‌كنند توسعه اهداف سازمانی به تحقق اهداف فردی‌شان منجر نمی‌شود.

پس این‌كه استخدام‌های رسمی متوقف شده و جای آن را استخدام‌های پیمانی و قراردادی گرفته می‌تواند از همین مساله ناشی شود. نظر شما چیست؟

ما یك معضل در سیستم اداری داریم و آن هم تعبیر آب باریكه و خاطر جمع بودن افراد از دریافت حقوق است كه در صورت انجام وظایف به بهترین شكل یا فرار كردن از انجام آن، در هر دو صورت برقرار است.

این در حالی است كه در جوامع توسعه یافته به سمت واگذاری امور به بخش خصوصی و كوچك‌سازی دولت حركت می‌شود، چون در سیستم خصوصی به علت قوی بودن نظارت‌ها، فرد نمی‌تواند براحتی از زیر كار فرار كند و امور سیستم را روی زمین بگذارد.

در سیستم‌های دولتی در كشورهایی مثل ما كه ساختارها خیلی فربه است و تورم كارمند وجود دارد، اگر كاری درست انجام نشود به دلیل تورم نیرو، خیلی محسوس نیست؛ چه‌بسا اگر نیروهایی كه از زیر كار درمی‌روند از سیستم حذف هم بشوند، خللی بر كار سازمان وارد نمی‌شود و بعید نیست خروج آنها باعث روان‌سازی كارها نیز بشود.

این در شرایطی است كه ما در ادارات دولتی‌مان با حجم زیادی از كارمندان مواجهیم كه وظایف برایشان تعریف نشده و چون كاری برای انجام دادن ندارند، در نتیجه وقت‌كشی می‌كنند و باعث نارضایتی ارباب رجوع می‌شوند.

پس شما موافق قراردادی كردن نیروها هستید؟

خدمتگزار خوش‌دل: مشكل كشورهایی مثل ما مدیریت‌های اتوبوسی است، یعنی وقتی یك مدیر در بالادست قرار می‌گیرد، تیم مخصوص خود را در پست‌های مختلف قرار می‌دهد و این مساله باعث می‌شود سایر افراد كه ممكن است افرادی قابل و توانمند باشند دستشان از گرفتن پست و ارتقای شغلی كوتاه شود

نمی‌شود این موضوع را به صورت صفر و یك دید، چون مثلا ممكن است در یك كارگاه تولیدی كه افراد قرار است تعداد مشخصی قطعه بسازند، سیستم رسمی یا قراردادی زیاد تعیین‌كننده نباشد، اما این روش در یك اداره جواب بدهد. به اعتقاد من در سیستم‌های دولتی برای این‌كه ارباب رجوع از بابت كم‌كاری و بی‌انگیزگی كارمندان لطمه نخورد، باید مكانیزم‌های نظارتی قوی باشد و از سیستم‌های پایشی مثل نظر‌سنجی از ارباب رجوع استفاده شود.

به نظر شما برای این‌كه اهداف فردی با اهداف سازمانی همسو شود، باید چه كار كرد؟

این همسو كردن شاید نوعی آرمانگرایی باشد، اما می‌شود بخش زیادی از اهداف سیستم را در جهت اهداف فردی قرار داد. مثلا در یك سیستم اداری اگر در بدو ورود فرد به سازمان برای او تعریف شود كه با این میزان تحصیلات و این مقدار سنوات و تجربه می‌توانی در یك بازه زمانی پنج یا ده ساله به فلان درجه ارتقا پیدا كنی.

البته مشكل كشورهایی مثل ما مدیریت‌های اتوبوسی است، یعنی وقتی یك مدیر در بالادست قرار می‌گیرد، تیم مخصوص خود را در پست‌های مختلف قرار می‌دهد و این مساله باعث می‌شود سایر افراد كه ممكن است افرادی قابل و توانمند باشند دستشان از گرفتن پست و ارتقای شغلی كوتاه شود. پس می‌توان گفت بخشی از نارضایتی‌ها كه به كم‌كاری و بی‌علاقگی به شغل و در نتیجه سختگیری بر ارباب رجوع می‌انجامد، ناشی از نگرانی افراد نسبت به آینده شغلی‌شان است، به طوری كه همواره پست‌های مهم و كلیدی كه مزایای زیادی هم دارد، توسط افرادی كه با رابطه بازی و نه به علت توانایی‌هایشان در آن پست‌ها قرار گرفته‌اند، دور از دسترس می‌ماند. درواقع در كشور ما تصدی پست‌های سازمانی بیشتر از آن كه حركتی عمودی داشته باشد به صورت افقی اتفاق می‌افتد، به این نحو كه مشاغل مهم و آینده‌دار همواره بین افرادی خاص دست به دست می‌شود. همین است كه بسیاری از كارمندان ما فكر می‌كنند حتی اگر در انجام وظایفشان شق‌القمر هم بكنند در نهایت یك كارمند خواهند بود.

به این ترتیب برخلاف تصور عمومی، مسائل مالی در صدر اولویت‌های افراد قرار ندارد و اگر یك كارمند وقت‌كشی می‌كند و ساعات كاری‌اش را بیهوده تلف می‌كند، لزوما مشكل مالی ندارد. درست است؟

درست است كه همه آدم‌ها به دلیل تامین نیازهای مالی‌شان كار می‌كنند، اما واقعیت این است كه بیشتر افراد در سیستم‌های اداری و كارگری با این‌كه در طبقه مرفه قرار ندارند، اما عزت نفس بالایی دارند و دوست ندارند عزت نفس‌شان خدشه ببیند. طبق این قاعده می‌توان گفت همه افراد فقط به علت مسائل مالی از زیر كار در نمی‌روند. در كشورهای توسعه‌یافته دنیا بویژه در سیستم‌های مدیریتی ژاپنی و آمریكایی یك بانك اطلاعاتی وجود دارد كه در آن مشخص شده افرادی كه قرار است پست‌های مدیریتی را عهده‌دار شوند، باید چه ویژگی‌هایی داشته باشند. این بانك اطلاعاتی كمك می‌كند تا افراد خودشان را با آن استانداردها بسنجند و اگر تمایل به ارتقا دارند ویژگی‌ها و توانایی‌های خود را با آن استانداردها نزدیك كنند.

چندی قبل در خبرها اعلام شد ساعت كار مفید در ژاپن از هشت ساعت كاری، هفت و نیم ساعت است، همچنین در امارات متحده، میانگین به نتیجه رسیدن كار ارباب رجوع 20 دقیقه است. به اعتقاد شما چرا سیستم‌های اداری و مدیریتی در این كشورها تا این اندازه موفق است؟

وقتی قرار است بین خودمان و دیگران دست به مقایسه بزنیم، باید بسیاری از عناصر و مولفه‌ها را مورد توجه قرار دهیم. اگر یك فرد ژاپنی توسعه‌یافته است، دلیلش این است كه سیستم فرهنگی، دولتی، اقتصادی و اجتماعی این كشور توسعه‌یافته است. در ژاپن افراد از زمانی كه تحت آموزش قرار می‌گیرند، می‌آموزند كه در جهت منافع جمعی و فردی خود تلاش كنند در حالی که می‌آموزند پرداختن به منافع جمعی، دغدغه‌های فردی را فنا نمی‌كند و منافع فردی هیچ تضادی با منافع جمعی ندارد.

در واقع در كشورهایی مثل ژاپن آدم‌هایی تربیت شده‌اند كه در ناخودآگاه ذهن‌شان چیزی به‌عنوان وقت‌كشی و حضور صرف در محیط كار را برنمی‌تابند.

یك كارمند ژاپنی یا یك كارمند كشور توسعه‌یافته چه تسهیلاتی می‌گیرد؟

در این كشورها سطح رفاه یك كارگر اداره پست كه نامه‌ها را می‌رساند یا یك كارگر مسئول توزیع شیر و روزنامه كه از نظر ما ایرانی‌ها شغلی سطح پایین دارد، به اندازه‌ای است كه می‌تواند تعطیلات آخر هفته را تفریح كند. یعنی پنج روز هفته را سخت كار می‌كند، اما در روزهای تعطیل، از امكانات اجتماعی و فرهنگی جامعه برای تخلیه هیجان‌هایش استفاده می‌كند.

یعنی در این كشورها كه نیازهای غذایی و نیاز به مسكن و امنیت، رفع شده افراد به درجه نیاز به احترام و خودشكوفایی رسیده‌اند. این نشان می‌دهد كه داشتن افراد دلسوز برای یك سیستم نیازمند گذار از نیازهای اولیه به سمت نیازهای والای انسانی است.

مریم خباز / گروه جامعه

Can you get an operation to make you taller?
سه شنبه 17 مرداد 1396 01:40 ق.ظ
Do you mind if I quote a few of your posts as long as
I provide credit and sources back to your webpage?
My website is in the exact same niche as yours and my users would
truly benefit from a lot of the information you present here.
Please let me know if this ok with you. Regards!
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 03:45 ق.ظ
Genuinely when someone doesn't understand then its up to other visitors
that they will assist, so here it happens.
BHW
جمعه 11 فروردین 1396 09:24 ب.ظ
You're so interesting! I do not suppose I have read through something like this before.
So great to find another person with a few unique thoughts on this subject matter.

Really.. many thanks for starting this up. This website is one thing that is
required on the internet, someone with some originality!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

//Ashoora.ir|Zekr Begins//Ashoora.ir|Zekr Ends
مدیر وبلاگ : بودجه 207-207

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان