تبلیغات
بودجه 207-207 - تمام اطلاعاتی که باید در مورد پرحاشیه ترین تاجر ایران بدانید
بودجه 207-207
قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ ؛ آیا آنان كه می‌دانند با آنان كه نمی‌دانند برابرند؟

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

تمام اطلاعاتی که باید در مورد پرحاشیه ترین تاجر ایران بدانید

افکار پرس:سال 91 تاجر دماوندی، سخترین روزهای زندگیش را تجربه کرد. در این سال اسناد مذاکراتش با سفیر انگلیس افشا شد،صادراتش ممنوع شد و به گفته خودش در سن 79 سالگی در آستانه بیکاری قرار گرفت.

سال 91 تاجر دماوندی، سخترین روزهای زندگیش را تجربه کرد. در این سال اسناد مذاکراتش با سفیر انگلیس افشا شد،صادراتش ممنوع شد و به گفته خودش در سن 79 سالگی در آستانه بیکاری قرار گرفت.


در مورد اسدلله عسگر اولادی داستانهای زیادی وجود دارد. مردی که می گویند پولش از پارو بالا می رود، کسی که سلطان خشکبار است و ثروتی رویایی دارد. با بنز سفید رنگ معروفش در شهر می چرخد و از اینکه ثروتش را به دیگران نشان دهد، ترسی ندارد. اسدالله عسگراولادی 55 سال در تجارت مشغول کار بوده و سال گذشته هفتمین ثروتمند ایرانی شناخته شد. در سال 1312 در محله سیروس و درکوچه حمام گلشن رو به روی بازار سیداسماعیل به دنیا آمد. پدرش پیشه ور بوده و در همان حوالی صاحب مغازه عطاری بوده است.

خانواده او از اهالی اصیل دماوند هستند و به روایتی هم اجداد او حتی جزء سادات مازندران بودند اما خانواده عسگر اولادی هیچ گاه سید بودن خود را تایید نکرده اند. این روایت بیشتر نشات گرفته از امامزاده ای در دماوند است که حدود 450 سال قدمت دارد. در بررسی اسناد این امامزاده، منسوب به طایفه ای است که در دماوند پسوند «اولادی» و بعدها «عسگر» دارند. اما چون این اسناد قابل اتکا نیستند، هیچ وقت از سوی خانواده عسگراولادی مورد پیگیری قرار نگرفته اند.

به گفته اسدالله عسگراولادی، «عسگر» نام پدر بزرگ خانواده عسگراولادی بود او از افسران نادرشاه بوده که بر اساس اسناد تاریخی، جنگی میان نادرشاه و محمود افغان در دماوند رخ می دهد و عسگر در این جنگ مجروح و به ناچار در دماوند ماندگار می شود و در این منطقه تشکیل خانواده می دهد. بنابراین، فرزندان و نوادگان او که ابتدا به پسوند «اولادی» نام گذاری شدند بعدها به «عسگراولادی» شهرت می یابند.

حاج حبیب الله عسگر اولادی برادر بزرگتر اسدالله عسگر اولادی است. او به عنوان یکی از مهم ترین اعضای حزب موتلفه اسلامی سیاست را بر تجارت ارجح دانسته است. حبیب الله عسگراولادی که سالها در زمان پهلوی زندانی سیاسی بوده است. پس از انقلاب نیز به فعالیت خود ادامه داده و در بطن امور سیاسی کشور حضور داشته است. به گونه ای که او در دوران دولت دهم یکی از منتقدین دولت به شمار می رفت اما موضوعی که گاهی حبیب الله عسگراولادی را تحت شعاع قرار داده است پسوند «مسلمان» در فامیلی است. پسوندی که سبب شده سابقه یهودی بودن را به او و خانواده اش نسبت دهند. این موضوع بارها وبارها اسدلله عسگراولادی را به واکنش واداشته است . او همیشه یادآور می شود که در خانواده عسگراولادی تنها در شناسنامه حاج حبیب الله پسوند «مسلمان» قید شده و دیگر اعضای خانواده حتی پدر شان هم این پسوند را ندارد. برادران عسگراولادی از سن 18 سالگی مسیرهای متفاوتی برای خود انتخاب کردند حاج حبیب الله در همان سالها مشغول فعالیت سیاسی شده و اسدالله تجارت را بر سیاست ترجبح داد اما دو برادر هیچ گاه نظر مخالفی بر انتخابهای هم نداشته و دوش به دوش هم حرکت کردند تنها گلایه اسدالله از برادر بزرگترش طولانی شدن مدت زندان او در زمان پهلوی بود.

اسدالله عسگر اولادی ریشه شایعات را محل تولد خود و حاج حبییب می داند به گفته او خیابان سیروس که محل تولد دو برادر بود شامل محله ای به نام «عودلاجان» می شد که یکی از محلات هشت گانه قدیم تهران بود. در واقع عودلاجان محله یهودی نشین تهران محسوب می شد که هنوز هم آثار آن تا حدودی باقی مانده است. دفتر اداره ثبت و احوال تهران در این محله مستقر بود و یهودی های عودلاجان برای صدور شناسنامه تنها به این دفترخانه مراجعه می کردند. پدر خانواده عسگر اولادی پس از تولد حاج حبیب الله به این دفترخانه مراجعه می کند تا برای او شناسنامه دریافت کند. هنگامی که او به این دفترخانه مراجعه می کند، یهودیانی را می بیند که برای گرفتن شناسنامه نوزادان خود دور تا دور محل ثبت اسناد نشسته اند. عسگراولادی پدر برای آنکه به رئیس این دفترخانه بفهماند که یهودی نیست و با دیگر حاضران قاطی نشود، چندین بار تاکید می کند که او و فرزند تازه به دنیا آمده اش مسلمان هستند و اصرار می کند که واژه مسلمان را فراموش نکند.

رئیس آن دفترخانه نیز می گوید که فرقی نمی کند و برای فرزند وی نیز مانند دیگر افراد، شناسنامه صادر می کند. اما او تاکید زیادی می کند که تا مامور ثبت احوال واژه «مسلمان» را یادداشت کند. از این رو، رئیس ثبت احوال محله عودلاجان در شناسنامه حاج حبیب الله در قسمت نام خانوادگی می نویسد «حبیب الله عسگراولادی مسلمان» این گونه است که پسوند مسلمان فقط در شناسنامه حبیب الله قید شده و در شناسنامه سایر اعضای خانواده این پسوند نیامده است. اسدالله عسگراولادی چندین بار از حاج حبیب الله خواسته که پسوند «مسلمان» را از شناسنامه خود حذف کند و مانند سایر اعضای خانواده، تنها «عسگراولادی» بماند اما حاج حبیب الله اصراری برای این کار ندارد و معتقد است که چون قید این پسوند در شناسنامه وی به اصرار مرحوم پدرش بوده، به آن احترام گذاشته و نام کامل خانوادگی خود را تغییر نخواهد داد.

 

برادران عسگر اولادی از همان سن 12-13 سالگی در بازار تهران مشغول کار شدند . اسدالله عسگراولادی نیز در آن دوران روزها کار می کرد و شب ها درس می خواند . پس از گذراندن کنکور در رشته ادبیات پذیرفته شد اما به گفته خودش عصرها فرصت را غنیمت شمرده و به دانشکده اقتصاد می رفت گاهی هم سر ی به کلاس های دانشکده حقوق می زد. روایت او از تحصیل قدری عجیب به نظر می رسد ولی تاکید دارد چنین شیوه ای را در ادامه تحصیل پیش گرفته و حتی دو لیسانس متفاوت هم دارد.

او کارش را از صفر و بی هیچ سرمایه ای نزد پدر دایی و پدرهسمرآینده اش شروع کرد. اولین حقوق دوران شاگردیش روزی 2 ریال و ماهی شش تومان بود. پس از تلاش شبانه روزی ، سال 1327اولین تجارت خود را با خرید یک کیسه کنجد به قیمت 53 تومان از بازار تهران و فروش آن به نانوایی سر محل به قیمت 70 تومان آغاز کرد که ما به التفاوت این خرید و فروش اولین سود تجارت او را رقم می زد. او روایت می کند با درآمد حاصل از این معامله برای مادرش یک جعبه شیرینی خریده بود.

با ورود به یک شرکت صادراتی و کارمندی در آن شرکت تا سال 1334 به صادرات علاقه مند شد. در آن سالها تمام دارایی او خانه ای واقع در خیابان شهید مصطفی خمینی به ارزش 5600 تومان بود که در آن خانه با دو خواهر و پدر و مادرش زندگی می کرد و یک فولکس به ارزش 5900 تومان بود. او با همان ماشین چند کیسه خواربار از بازار می خرید و بین نانوا و بقال توزیع می کرد.

پس از اینکه تصمیم قطعی برای ورود به دنیای تجارت گرفت. برای اخذ کارت بازرگانی به اتاق بازرگانی رفت اما به دلیل محدودیت سنی این با مشکل رو به رو شد در آن سالها عسگراولادی فقط 22 سال داشت و برای گرفتن کارت بازرگانی باید 24 سال را تمام می کرد.

به گفته عسگراولادی نایب رئیس اتاق وقت طبق قانون او را با پرسش 20 سوال درباره ارز کشورها، حمل جنس و غیره امتحان می کند که او به تمام سوالات پاسخ می دهد. نایب رئیس در همان لحظه به مرحوم عبدالله توسلی که معرف وی بوده زنگ می زند و می گوید:« این باید جای من بنشیند.» عسگراولادی هم پس از 25 سال به جای او نشست. عبدالله توسلی همان پدرزن عسگراولادی است. در سال های پس از انقلاب و حضور اسدالله در اتاق بازرگانی، جانشینی او به جای نایب رئیس اتاق برای مدتی طولانی تضمین شد. اسدالله چندباری هم برای ریاست براتاق شانس خود را آزمایش کرد که در آخرین بار شکست سختی از محمد نهاوندیان را پذیرفت.

عسگر اولادی سال 1336 حجره ای به قیمت 4 هزار تومان به صورت قسطی در بازار تهران خریداری کرد و مشغول صادرات خشکبار شد. او که علاقه بسیاری به زیره سبز داشت و می توانست با سرمایه کم و قیمت ارزان زیره خرید و فروش کند به صورت جدی کار را دنبال کرد اما خرید و فروش در بازار داخلی او را قانع نمی کرد. عسگر اولادی عاشق صادرات بود. پس در همان سال پنج تن زیره به صورت قسطی خریداری و آن را راهی سنگاپور کرد. در همان دوران اقدام به تاسیس دفتر در لندن و امریکا کرد و تا سال های ابتدای انقلاب همچنان این دو دفتر را در اختیار داشت.

تجارت را به صورت جدی تری از طریق مکاتبه با تمام اتاق های بازرگانی کشورهای مختلف پیگیری کرد. او با سفرهای پیاپی به کشورهای مختلف توانست دیکته کننده قیمت زیره در جهان و ایران شود. خودش روایت می کند:«دوشنبه که می شد در بازار ادویه نیویورک که زیره هم زیرمجموعه آن است نرخ شرکت حساس که الان 51 ساله است، روی میز می رفت و معاملات آغاز با آن کلید می خورد.»

اما زیره تنها فرستاده تاجر ایرانی به بازارهای خارجی نبود. در سال 1347 پسته و کشمش ایرانی کوله بار سفر به کشورهای خارجی را بستند . عسگر اولادی اولین محموله را در بازار ایران به صورت نسیه از طریق اعتبار و بر اساس خوش حسابی خود خریداری و عازم بازارهای صادراتی کرد. محموله پس از یک ماه به فروش رفت و خوش حسابی او در بازار ایران این تاجر دماوندی را به سلطان پسته ایران مبدل ساخت.

عسگراولادی قبل از ورود به دنیای صادرات پسته در سال 1343 اولین انبار خشکبار را در خیابان تختی تهران خریداری و کارخانه زیره حساس را در مشهد تاسیس کرد. هر سال که چرخ صادرات می چرخید و سودی بیشتری عاید او می شد انبار و دفتر و خانه و ملک می خریدبه گونه ای که در سرای امید که روزی درآن حجره قسطی خریده بود مالک تمام دفاتر همسایه ها شد.

اسدالله عسگراولادی در 27 مارچ سال 1980 (9 فروردین 1359) با شراکت محمدحسن شمسی فرد، رییس وقت اتحادیه خشکبار ایران، شرکت HASSAS را در لندن با سرمایه 100000 پوندی و با شماره 01486705 به ثبت رساند. گفته می شود نام HASSAS از حروف ابتدای اسامی حبیب الله- اسدالله- عسگراولادی تشکیل شده است.

شاید تمام این موفقیت ها از اصولی بود که عسگراولادی همیشه از آن یاد می کند. او به عنوان تاجر اصول خاصی برای خود دارد برای مثال هیچ وقت بیش از یک هفتم تنخواه اش را به کسی نسیه نمی دهد تا اگر طرف مقابل پولش را خورد باقی پول محفوظ بماند. یکی دیگر از این اصول این است که او همیشه سعی می کند تا هیچ وقت بیش از نصف دارایی اش را نسیه نخرد . اصل دیگر وام نگرفتن از بانکهاست به گونه ای که بانک ها ی بسیاری سراغ او آمده اند و قبول نکرده است. عسگر اولادی خود را بدهکار نمی کرد.او اعتقاد دارد:« اگر پول داشتم معامله می کردم. اگر نداشتم. چیزی نمی خریدم،» و این یکی از مهمترین اصول او در تجارت بود که همیشه بدان پایبند بود و ماند.محمد حسن شمس هم یکی دیگر از اصول مهم اوست عسگراولادی 50 سال است که شریک خود را عوض نکرده و حاضر به انجام این کار هم نیست. حتی همچنان میگوید دلیلی برای انتقال سرمایه هایش به بانک ها ندارد. او می گوید:« دلیلی نمی بینم پولی به بانک ببرم. اگر پول زیادی داشته باشم می روم و کالا می خرم. چرا باید پول هایم را در بانک باگذارم. البته من مسلمان معتقدی هستم و به کار بانک ها اعتقادی ندارم ولی نمی گویم آنها اشتباه می کنند. می گویم من اعتقاد ندارم و پول هایم را به بانک ها نمی برم.تسهیلات هم نمی گیرم. من تاجرم و اصولی دارم؛ یکی از اصولم این است که هیچ وقت بیش از یک هفتم تنخواهم را به کسی نسیه نمی دهم تا اگر پولم را خورد باقی پولم محفوظ بماند. اصل بعدی ام این است که سعی کردم هیچ وقت بیش از نصف دارایی ام را نسیه نخرم. اصل دیگر این است که سعی کردم از بانک ها وام نگیرم. بانک ها بسیار سراغ من آمدند اما قبول نمی کردم! در نتیجه شب با خیال راحت به خانه می رفتم و بدهکار نبودم. اگر داشتم می خریدم و اگر نداشتم، نمی خریدم. »

عسگر اولادی معتقد است از کم به زیاد رسیده است. او در توضیح این مسئله همیشه خانه هایش را مثال می زند او اولین خانه اش را 5600 تومان ، دومی را 33 هزار تومان، سومی را از درخشش وزیر فرهنگ پهلوی 140 هزار تومان، چهارمی را 500 هزار تومان و پنجمی را 140 میلیون تومان خریداری کرده که الان در آن ساکن است. او اکثر این خانه ها را هنوز دارد آنها را اجاره داده و هیچ یک را نفروخته است.

او جزء معدود کسانی است که از خطاب شدن به آقای میلیارد ناراحت نمی شود. عسگراولادی به میلیاردر بودنش افتخار می کند. درحالیکه مدعی است هیچ مالی در خارج کشور ندارد . فقط به داشتن دفاتری در هامبورگ ، دبی و لندن که همگی دفاتر تجاری هستند اذعان دارد او میلیاردر بودنش را حاصل سرمایه گذاری در کشور میداند برای مثال خانه 5600 تومانی امروز بیش از 5/1 میلیارد تومان خانه 140هزار تومانی او امروز یک میلیارد تومان می ارزد، او خانه دیگری در خیابان ولیعصر به 1300 متر مساحت دارد که آقای میلیاردر را معنا می کند.

عسگر اولادی 16 سال عضو هیات رئیسه اتاق بازرگانی ایران و نایب رئیس اتاق بود. بعد از سال 57 امام(ره) به 8 نفر برای اداره اتاق حکم داد که او هم جزوشان بود در حال حاضر از آن 8 نفر 4 نفر فوت کردند و 4 نفر زنده هستند نکته جالب این است که او در این 54 سال تجارت در دفاتر خود ضرر نداده و چرخ 10 کارخانه اش در ایران به خوبی می چرخد.او سالهای جنگ به خصوص دهه شصت را سخترین روزهای اقتصاد ایران می داند در آن سالها بازار مصادرات گرم بود و بازار صادرات سرد در ان روزها که تجارت به معنای واقعی محدود شده بود شاید مهمترین کار عسگراولادی حضور ماهانه اش در جبهه های جنگ و رساندن کمک های تاق بازرگانی به جبهه ها بود. عسگراولادی همیشه خانواده خود را خانواده ای کاسب معرفی می کند او معتقد است در مورد این خانواده افسانه سرایی ها بسیار است در این میان گاهی شایعات مختلف چرخ روزگار را به کام عسگر اولادی نمی چرخاند صحبت و شایعاتی مانند این که عسگراولادی سوار بر کدام برند خارجی می شود ؟تاجر دماوندی در حال حاضر سوار بر بنز سفید مدل 2006 است و همه جا با ماشین شخصی خود می رود او که در دهه 30 یک دستگاه فولکس واگن داشت محصولات کمپانی های متفاوتی مانند فورد را هم تجربه کرده است اما سالهاست که سوار بر بنز خیابانها و آسفالت های آن را در می نوردد.

اما در سال جاری شایعات بزرگتری وارد جریان کاری اسدالله عسگراولادی شد فاش شدن اسناد مربوط به ارتباط وی با سفیر انگلستان یکی از مهم ترین حواشی او در دوران زندگیش به شمار می رفت

اخبار منتشر شده حاکی از آن بود که بر اساس اسناد منتشر شده از سوی وزارت خارجه انگلستان، اسدالله عسگراولادی حدود 18 ماه پس از ثبت شرکت HASSAS در لندن، در تاریخ 15 سپتامبر 1981 ( 24 شهریور 1360 ) مهمان ایان مکردی دبیر اول اقتصادی سفارت انگلیس در تهران بوده است. بر خلاف آنچه تصور می شود مذاکرات انجام شده به هیچ عنوان اقتصادی نیست در این گزارش آمده است که اسدالله عسگراولادی به ارتباط با انگلستان بسیار علاقمند است. بر اساس اسناد منتشر شده از سوی وزارت خارجه انگلستان، اسدالله عسگراولادی حدود 18 ماه پس از ثبت شرکت HASSAS در لندن، در تاریخ 15 سپتامبر 1981 ( 24 شهریور 1360 ) مهمان ایان مکردی دبیر اول اقتصادی سفارت انگلیس در تهران بوده است. یکی از سایت های خبری در تفسیر رفتارهای او می نویسد:« بر خلاف آنچه تصور می شود مذاکرات انجام شده به هیچ عنوان اقتصادی نیست و این دو به بررسی مسائل «سیاسی-امنیتی» ایران می پردازند و در حین همین مذاکرات، اسدالله عسگراولادی اطلاعات دست اولی از تحولات سیاسی داخل ایران را در اختیار دیپلمات کارکشته انگلیسی می گذارد. طبق این اسناد« در آستانه انتخابات سومین دوره ریاست جمهوری در ایران، روز 15 سپتامبر 1981/ 24 شهریور 1360، ایان مکردی دبیر اول اقتصادی دفتر حفاظت منافع بریتانیا در ایران، پذیرای دیدگاه های سیاسی و اقتصادی اسدالله عسگراولادی معاون اتاق بازرگانی او برادر حبیب الله عسگراولادی وزیر بازرگانی ایران بود. در گزارش این دیدار، از قول اسدالله عسگراولادی ضمن تاکید بر این که انتخاب یک رییس جمهوری روحانی مغایرتی با قانون اساسی ایران ندارد آمده است: "او [اسدالله عسگراولادی] گفت که دو جناح در حکومت وجود دارد. روحانیان بنیادگرا و غیرروحانیان میانه رو. او بدون تردید در این قسمت مشخصا برادرش را در نظر دارد. آنان (غیرروحانیان) سعی می کنند تا روحانیان را در امور حساس اقتصادی سیاسی هدایت کنند، ولی همواره در این راه موفق نیستند. عسگراولادی برای مثال به ناخوشنودی درباره سفر حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی به کره شمالی اشاره کرد. او افزود، روابط نزدیک تر با کره شمالی نتیجه دخالت و تلاش جاسوسی کره جنوبی به دستور آمریکا بود.»
به گفته معاون اتاق بازرگانی ایران، دولت جدید ایران سه وظیفه اصلی را پیش روی خود خواهد داشت: "پایان دادن به جنگ"، "سرکوب مجاهدین خلق" و "پاکسازی دولت و ادارات از چپ گرایان" ... او (عسگراولادی) مذاکره برای صلح را منتفی ندانست. او به طور تاکتیکی گفت که امکان پیروزی در جنگ وجود ندارد و هزینه جنگ در حال سنگین شدن است و علاوه بر آن، موجب ضعف ایران و امکان دخالت اتحاد شوروی خواهد شد."در این دیدار معاون اتاق بازرگانی ایران نظر دیپلمات بریتانیایی را درباره راه های بهبود روابط دو کشور سوال کرد. مکردی در پاسخ گفت که اروپا از آمریکا مستقل عمل می کند و آزادی اندرو پایک بازرگان زندانی بریتانیایی در ایران ممکن است به بهبود روابط کمک کند. در پایان گزارش این دیدار درباره اسدالله عسگراولادی آمده است: سوال او از بهبود روابط با بریتانیا نشانه خوبی از آن است که دست کم جناح های میانه رو در حکومت دریافته اند که به دوستان غربی نیاز دارند. 
اسدالله عسگراولادی، هیجگاه این گزارش را تکذیب نکرده است. ولی بارها اعلام کرده است که دیدارهایش با سفرای خارجی در چارچوب فعالیت های اقتصادی بوده است. او می گوید:« عادت ندارم به سفارت خانه های خارجی بروم. البته می گویم تجار باید با سفر ارتباط داشته باشند ولی خودم هیچ وقت برای کار شخصی با سفرا جلسه نداشته ام و هر بار کاری پیش آمده به دیدن آنها رفته ام که برای کشور بوده است.»

انتشار این گزارش را یک ماجرای سیاسی خواند که می خواهند از طریق وی به برادرش ضربه بزنند . عسگراولادی بارها تاکید کرد:« من به عنوان یک تاجر موظف هستم با کشورهای مختلف در ارتباط باشم که تمامی این دیدارها در محل اتاق بازرگانی صورت گرفته است. البته او اذعان دارد که دفتری تجاری در لندن دارد تا وصول پولهای حاصل از فروش کالا در آن کشور به راحتی به کشورمان بازگردد. سال پر فراز نشیب 91 با حادثه پرواز پسته به اوج خود رسید در واپسین روزهای سال قیمت پسته در بازارهای داخلی نزدیک به 60 کیلو شده و صادرات پسته جهت تنظیم بازار داخل ممنوع اعلام شد و عسگراولادی در سن 79 سالگی خود را در آستانه بیکاری دید. اما چندروز از این موضوع نگذشته بود که دستور لغو صادرات پسته اعلام شد و سلطان پسته معاملات را از سر گرفت. شاید بزرگترین افتخار عسگراولادی همان صادرات و پای نگذاشتن به دنیای واردات باشد او همیشه با افتخار از صادرات و ارز آفرینی برای کشور صحبت می کند.

How do you prevent Achilles tendonitis?
دوشنبه 16 مرداد 1396 06:55 ب.ظ
My partner and I stumbled over here from a different web address and thought I might check things out.
I like what I see so i am just following you.
Look forward to checking out your web page yet
again.
Do you get taller when you stretch?
یکشنبه 15 مرداد 1396 02:01 ب.ظ
Having read this I believed it was really enlightening.
I appreciate you finding the time and effort to put this information together.
I once again find myself personally spending way too much time both reading and posting comments.
But so what, it was still worthwhile!
http://lyndalinza.wordpress.com
دوشنبه 19 تیر 1396 08:03 ب.ظ
It is appropriate time to make some plans for the future and it is time
to be happy. I've read this post and if I could I wish to suggest you few interesting things or tips.
Perhaps you could write next articles referring to this article.
I wish to read more things about it!
free std testing near me
یکشنبه 4 تیر 1396 10:57 ب.ظ
بسیار core از خود نوشتن در حالی
که ظاهر شدن دلنشین اصل آیا واقعا کار کاملا با من پس از برخی از زمان.
جایی در سراسر پاراگراف شما قادر به من مؤمن اما
فقط برای while. من هنوز مشکل خود
را با فراز در مفروضات و یک خواهد را خوب به کمک پر کسانی که شکاف.
که شما در واقع که می توانید انجام من می قطعا بود
مجذوب.
Kory
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 06:49 ق.ظ
Hey There. I found your blog using msn. This is an extremely well
written article. I'll make sure to bookmark it and return to read more of your useful info.
Thanks for the post. I'll definitely return.
manicure
چهارشنبه 23 فروردین 1396 10:29 ق.ظ
Great weblog right here! Also your website loads up
fast! What host are you the use of? Can I am getting your associate link to your host?
I wish my website loaded up as quickly as yours lol
manicure
سه شنبه 15 فروردین 1396 08:25 ق.ظ
What's Taking place i'm new to this, I stumbled upon this I've found It
absolutely helpful and it has aided me out loads. I am hoping
to give a contribution & assist different customers like its aided me.

Good job.
BHW
دوشنبه 14 فروردین 1396 12:57 ق.ظ
Hi there very cool blog!! Man .. Beautiful .. Wonderful ..

I will bookmark your web site and take the feeds also? I am glad
to search out so many helpful information right here within the put up, we need
develop more techniques on this regard, thanks for sharing.

. . . . .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

//Ashoora.ir|Zekr Begins//Ashoora.ir|Zekr Ends
مدیر وبلاگ : بودجه 207-207

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان